خرید بک لینک
مثلا چه میشود صبح یک جمعه بیایی و دستم را بگیری و ببری ... و وقتی اعتراض کنم بگویی ساکت من برای بردن مال خودم از کسی اجازه نمیگیرم ... یا چه میشود صبح یک جمعه چشم باز کنم و ببینم کنارم خوابیده ای و نفس های گرمت پیشانی ام را میسوزاند ... یا مثلا همان غروب جمعه که بود یکدفعه از یه جایی پیدایت شود و انقدر زیر پنجره مان بوق بزنی تا قر قر کنان سمت پنجره بیایم و بگویم این مردم بیمارند و یکدفعه تو را ببینم که امده ای و خشکم بزند ... یا ظهر یک جمعه وقتی بی حوصله کتابم را ورق میزنم و دزدکی چشم به گوشی میاندازم یکدفعه آن شماره رندت روی صفحه ی گوشی ام برقصد و پیامی بیاید که چقدر دلتنگم ... یا مثلا عصر یک جمعه که تنهایی به سرم زده است و به خیابان زده ام وقتی برگشتم به خانه با دسته گلی زیر پنجره ام ایستاده باشی ... یا چه میدانم یک شب جمعه ای چیزی زنگی بزنی و بگویی که مرا یادت است ... اصلا به جهنم تا نیمه شب جمعه هم صبر میکنم تا آن موقع هم قبول است فقط بیا و خودت را نشان بده بگو که هستی... نیمه شب که تمام شود خشک میشوم بی روح بی روح ... صبح شنبه دیگر نیا صبح شنبه دیر است صبح شنبه چیزی ازم نمانده است

برچسب: عجیب ترین ها,عجیب ولی واقعی,عجیب و غریب, نویسنده: پویان محبی تاريخ: جمعه 17 دی 1395 ساعت: 21:57

حلب آزاد شد با تقدیم یه عالمه شهید یاد جهاد یاد شهید احمد محمد مشلب یاد سردار همدانی یاد شهید صدرزاده یاد شهید محمود رضا بیضایی افتادم یاد فرمانده افتادم سردار محمد ناظری به قول اون دوبلوره آقا ژرژ پطرسیان فرمانده خواست آخر مستندش قشنگ و متفاوت تموم شه فرمانده ! به نمایندگی از همه ی مردم ایران دارم میگم بدون شک متفاوت ترین و بهترین پایان مال مستند شما بود بهترین پایان ماجرا پایان مستند مسابقه فرمانده بود به قول خودتون درود خدا بر ارواح پاک شهدای مدافع حرم یاد اون دو نفر همراهتون افتادم روز تشییعتون کمرشون خورد شده بود فکر کنم حالا دیگه اون حال رو ندارن به قول فرمانده :درود خدا بر ارواح پاک و طیبه ی شهدا مدافع حرم

برچسب: خداحافظ فرمانده,خداحافظ فرمانده چگوارا,آهنگ خداحافظ فرمانده, نویسنده: پویان محبی تاريخ: شنبه 4 دی 1395 ساعت: 8:16

درمان نداره درد من

انتظار درمان ندارم

دنبال یه جا هستم که خالی شم

زار بزنم زار

مثه یه زخم چرکیه

اول چرکش خالی باید شه بعد بخیه

منم که بی توجه به چرک و درد وسوزش دستم

دارم با یه سری استامینوفن بازی میکنم


برچسب: استامینوفن,استامینوفن کدئین,استامینوفن 500, نویسنده: پویان محبی تاريخ: شنبه 4 دی 1395 ساعت: 8:15

من در دوگانگی

تاریک غمگین

آه ای یگانه زهرای خاطراتم

تنها غنگین و دوگانه

برچسب: اسمم داره یادم میره,اسمم چه رنگی است,اسمم هنوز روته, نویسنده: پویان محبی تاريخ: شنبه 4 دی 1395 ساعت: 8:15

مرگ ، با خوشهٔ انگور ، می آید به دهان ... مرگ ، در حنجرهٔ «سرخ گلو» می خواند ... مرگ ، مسئولِ قشنگیِ پرِ شاپرک است ... مرگ ، گاهی ، ریحان می چیند ... مرگ ، گاهی ، وُدکا می نوشد ... گاه ، در سایه نشسته است ، به ما می نگرد ... سهراب سپهری

برچسب: دوباره زندگی,دوباره زندگی کن,دوباره زندگی شبکه دو, نویسنده: پویان محبی تاريخ: شنبه 4 دی 1395 ساعت: 8:15

بخند که غم از توی شعرام بره رد کارش
آره بخند وقتی میخندی غم کاری باهام نداره



خنده ی تو می ارزه به دار وندار دنیام





این مدلی بخند

برچسب: fok julle naaiers,fok airport,fok meaning, نویسنده: پویان محبی تاريخ: شنبه 4 دی 1395 ساعت: 8:14

صفحه بندی